X
تبلیغات
نوشته های من
رمز فایل : www.98ia.com

 ( پس از کلیک در پنجره جدید بعد از چند ثانیه روی رد تبلیغ کلیک کنید )





[ جمعه دوازدهم مهر 1392 ] [ 18:30 ] [ آیدا ]

[ ]

دانلودرمان گناهکار برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت

نوشته fereshteh27کاربرنودهشتیا

نویسنده  رمانهای قصه عشق ترگل..قرعه به نام سه نفر…عشق واحساس من۱…فرشته من..ابی به رنگ احساس من….درمسیر اب واتش

gonahkar(negahdl رمان گناهکار

ژانر : هیجان انگـیز ، اجتماعی ، عاشقانه، پر رمز و راز

خلاصه:

گناهکارِ قصه ی ما یه مردِ..آرشام..مردی که به ظاهر خودش روگناهکار نمی دونه..ولی..

حِرفه ش چیه؟..زورگیری؟!..باج گیری؟!..کلاهبرداری؟!..یا..

گناهش خلافه یا خلافش گناه؟..شاید هم هر دو..

گناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!..وجدان داره؟!..من که میگم داره..ولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!..

چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش داد ولی کسی جرات نداشت اونو گناهکار بخونه..

این قصه از کجا شروع شد؟!..شاید از اونجایی که آرشام فهمید توی این دنیای بزرگ بین این ادمای دوراندیش و ظاهربین یا باید درّنده باشی یا بذاری اونا تو رو بدرن..

آرشام توی زندگیش یک هدف داره..هدفی که براش بی نهایت مهمه..خیلی ها رو برای رسیدن به این هدف از سر راهش بر می داره..

ایا عشق به سراغش میاد؟!.. مردی که حتی از اسمش هم فراریه..کسی که همیشه به عشق پشت پا زده و اون رو مزاحم تو کارش می دونه می تونه عاشق بشه؟!..

دلارام دختری پر از شور و احساس..درست نقطه ی مقابلِ مردی سرسخت از جنس غرور..این دختر چطور وارد زندگی آرشام میشه؟!..از راه عشق یا..

دختری که به هیچ عنوان حاضر نیست تو زندگیش حرف زور بشنوه و همیشه با زبون تند و تیزش از خودش دفاع می کنه..دختری که نترس نیست ولی لفظ قوی داره..

و اما شغل گناهکارِ ما چیه؟..به گناهش مربوطه؟..

خودش همیشه میگه :اسمم گناهکار..رسمم تباهکار….پایان خوش..قشنگه

jarمستقیم

jarمستقیم»۴۹۱۰صفحه

apkمستقیم: اندروید،تبلت

epubمستقیم»ایپد،ایفون،تبلت

pdfمستقیم»۱۷۶۲صفحه

pdfمستقیم زیپ

منبع: رمان گناهکار | fereshteh27 کاربر انجمن  نودهشتیا

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 12:50 ] [ آیدا ]

[ ]

x.
 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir نام کتاب : تقاص

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir نویسنده :هما پور اصفهانی

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir حجم کتاب : 8٫27 مگا بایت

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir تعداد صفحات :1226

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir خلاصه داستان :

تواون شام مهتاب کنارم نشستي عجب شاخه گل ها به پايم شکستي
قلم زد نگاهت به نقش آفريني که صورتگري را نبود اين چنِيني
پريزاد عشقو مه اسا کشيدي خدا را به شور تماشا کشيدي
تو دونسته بودي چه خوش باورم من شکفتي و گفتي: از عشق پرپرم من
تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتي که درياب
قسم خوردي بر ماه که عاشق تريني تو يک جمع عاشق، تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت به خود گفتم: اي واي, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به يادت شکستم
تو از اين شکستم خبر داري يا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري….
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري….

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir قالب کتاب : PDF

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir پسورد : wWw.tak-site.ir

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir منبع : wWw.tak-site.ir

 دانلود رمان تقاص از هما پور اصفهانی  | www.tak site.ir با تشکر از *هما پور اصفهانی* عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 12:45 ] [ آیدا ]

[ ]

دانلودرمان آبرویم راپس بده (جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت)

نوشته moon shineکاربرنودهشتیا

نویسنده رمانهای: دنیاپس ازدنیا..غرب وخشی قتل سپندیار…مانی ماه…..پیله ات رابگشا..به نجابت مهتاب…رج زدنهای زندگی…گادفادر

سخن نویسنده رمان

این روزها همه چی عوض شده ..یادمه زمون ما حتی دوست پسر دوست دختر بودن هم ننگ بود وگناه کبیره ..اون زمان حتی اگه با یه پسر نامحرم دست میدادی… میشدی هرزه وفاسد ونااهل و…عقوبتت میشد تف ولعنت ..
وحالا تو این زمان ..این مشکل دوست دختر… دوست پسر داشتن حل که نشده هیچ ..صد درصد بدتر شده …
حالا بعضی…( توجه کنید) …بعضــــــــی ..دخترها با کلی پسر دوست که میشن هیچ …دست میدن وروبوسی که میکنن هیچ …تو بغل بی اف هاشون که میرن هیچ …بلکه کارهایی میکنن که یه وقتهایی منِ زن …منِ مادر …من همسر از غرایزی که خدا تو وجود انسان به ودیعه گذاشته حالم بهم میخوره ..
این داستان رو برای اونهایی مینویسم که نمیدونن با دراختیار گذاشتن خودشون دربرابر تمام تمایلات ریز ودرشت شهوانی خودشون ودوست پسرهاشون چه بلایی به سرشون میاد …این داستان رو از دل اون کسائی مینویسم که یه زمانی فکر میکردن اگه همهءدار وندارم رو دراختیار به اصلاح دوست پسرم یا عقشم بذارم اونوقته که پیشش ارج وقرب پیدا میکنم…
خیلی از این رابطه ها انی هستن ..زودگذر وسریع ..پیش همن وبعد از یه مدت همه چی تموم میشه
ولی بعضی ها فکر میکنن نه ….این مرد قراره یه روزی شوهر من بشه ..چرا جلوی رابطمون رو بگیرم ..
بزار باهاش باشم چه فرقی داره چهار تا کلمهءعربی بینمون بخونن ومن قبلتُ بگم یا نه …
من ودوست پسرم ..من ومرد اینده ام بالاخره مال همیم… پس دم رو غنیمته 

این جور ادمها اگه شانس بیارن که بعد از یه مدت رابطه …..اون مرد از زندگیشون خارج میشه ودیگه هم نمیبیننش ..
ولی یه وقتهایی هم خدا راهی رو که دوست دارن جلوی پای این دخترها میذاره ..اینکه با همون مرد ازدواج کنن ..حالا باید دید این زندگی به کجا میرسه 

نثر نوشتنم یه جورهایی شبیه به رج زدن هاست یه جوری حال وهوای دلم بدجوری گرفته بود
به خاطر همین همون جوری مینویسم ..اوایل داستان مطمئنا اعصابتون خرد میشه ..ومن از قصد این طور مینویسم
که اگه یه نفر ..فقط یه نفر شرایط بالا رو داشت ومیخواست همچین بلایی سرزندگیش بیاره بخونه ورفتارش رو درست کنه …ولی قول میدم درنهایت اخر داستان خوب تموم بشه ..

خب بریم سرخلاصه ..
اُرکیده نجفی یه دختر تحصیل کرده است ..یه دختر که تو نازو نعمت بزرگ شده وهمه چی داشته ..حتی ازادی بیش از حد ..وتواین بین با سپهرصولتی اشنا میشه ..عاشق میشه… دلباخته اش میشه وکم کم اون چیزی که نباید بشه میشه ..رابطه ای شکل میگیره که حداقل سرنوشت ارکید رو به لجن میکشه ..ارکید ناخواسته پا تو زندگی ای میذاره که نمیدونه خودش اون رو انتخاب کرده یا سپهر ..
ارکید حامله میشه ولی خونواده ها کم کم میفهمن بچه رو سقط میکنه همه چی بهم میریزه ودرنهایت ارکید با سپهر ازدواج میکنه ..
درنهایت هردو خوانواده… سپهر وارکید رو طرد میکنن ..برای سپهر مشکلی نیست ..اونقدر داره که با کمک کارخونه اش زندگیش رو بگذرونه …
حالا سه سال از اون روزها گذشته ..ارکیده تو کارخونهءحاج رسولی مشغول به کاره ..
تو این بین امیر حافظ… تک پسر حاج رسولی به خاطر سوء تفاهمی که پیش میاد بدجوری کمر به له کردن ارکیده میبنده …
حالا باید دید ایا ارکیده میتونه به تنهایی با تکیه به مردی مثل سپهر از پس زندگیش وامیر حافظ مغرور بربیاد ..؟
…پایان خوش..قشنگه توصیه میکنم همه ی دخترابخونن تا راحت گول حرفهای صدمن یه غاز دوست جنس مخالف رونخورن
میدونم خلاصهءجالبی نیست …بیشتر خواننده رو میپرونه ولی اگه دیدم چیز بهتری به نظرم رسید عوضش میکنم ..
نمیدونم از این داستان خوشتون میاد یا نه ..شاید تا اواسط داستان غم انگیز باشه ولی قول میدم داستان یه رویهءجالب رو پیدا کنه واز اون فضا بیرون بیایم

jarمستقیم فایل جدید

jarمستقیم ۲

jarمستقیم»۲۴۷۵صفحه

apkمستقیم» اندروید،تبلت

epubمستقیم» ایپد،ایفون،تبلت

pdfمستقیم»۸۳۴صفحه

pdfمستقیم زیپ

منبع: زمان آبرویم را پس بده | moon shine کاربر انجمن نودهشتیا

[ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 ] [ 15:43 ] [ آیدا ]

[ ]

دانلودرمان دردم برای موبایل  جاوا/اندروید/ایپد/ایفون/کامپیوتر/تبلت

نوشته خورشید.رکاربرنودهشتیا

نویسنده رمانهای..پدرخوب/من..تو..او…دیگری/زندگی غیرمشترک/همه هستی من/ نوتریکا۱/راننده سرویس/خط هشتم

دانلودرمان دردم برای موبایل وکامپیوتر

اززبان نویسنده رمان

پی نوشت:
قطعه ای از زندگی واقعی
به استناد دیده های شاید مشترک
شنیده ها
رسم ها
سنت ها
آیین ها و …
به دور از قالب زمان و مکان در پناه تجربیات و در میان کلمات و توصیفات گرد هم آمدند.
هر وقت به خلاصه اش فکر میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم جز این که داستانی است از زندگی ادم هایی که احتمالا وجود دارند، من انها را واقعی می پندارم و مطمئنم در گوشه ای از دنیا
بدون شناخت از منی که انها را مینویسم زندگی میکنند!
با تمام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و برای بقا تلاش میکنند
عادت میکنند، عاشق میشوند ، تجربه میکنند، متنفر میشوند ، دوست میدارند و میبخشند!!!
آنها زندگی میکنند…
میخواهم از زندگی بنویسم!
اگر روزی روزگاری آنها را دیدید
سلام من را به آنها برسانید… !
خورشید.ر

خلاصه:این داستان برداشتی آزاد از وقایع یک زندگی است.

در دَم
در دو مفهوم
دردِ من و در لحظه به کاربرده شده است.
دردَم

۴۵۰تقریبا امتیاز درهرپست رمان…

باتشکر ازآرام جون برای کمکش بهم

jarمستقیم

jarمستقیم»۵۱۲۷صفحه

apkمستقیم»اندروید,تبلت

epubمستقیم»ایپد،ایفون،تبلت

pdfمستقیم زیپ

pdfمستقیم»۱۴۶۴صفحه

منبع: رمان دردَم …| sun daughter کاربر انجمن نودهشتیا»کتابخانه مجازی۹۸یا

[ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 ] [ 15:39 ] [ آیدا ]

[ ]

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا


رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : در امتداد باران

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : _SarA_ کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۵٫۷۳ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۷۰۶ 

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان با خواندن صفحه اول شوکه میشود … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی…

 

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران |  SarA  کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از _SarA_  عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 

[ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 ] [ 15:29 ] [ آیدا ]

[ ]

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا


رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : بی قرارم کن 

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۳٫۷۱ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۴۶۸

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

رمان بی قرارم کن ، درباره تولد عشقی اس در میان دروغ نیرنگها . سرگذشت زندگیه دختری به نام آهو. دختر جوانی که روزگار براش سرنوشت سختی رو رقم میزنه . بخاطر رفتار نامناسبی که پدرش همیشه با مادرش داشته از مردها بیزار بوده .مخصوصا که متوجه میشه پدرش زن دیگه ای هم اختیار کرده. اما چرخش گردون زندگی میچرخه و میچرخه تا همین تنفر جاش رو به عشق میده و ناخواسته آهو رو در برابر عشق به زانو در میاره اما از اونجایی که چرخون زندگی ساکن نیست …….

 

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه بی قرارم کن | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از مهرنوش عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 15:57 ] [ آیدا ]

[ ]

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا



رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : بهادر 

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : maryammoayedi  کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۳٫۸۷ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۴۳۶

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

در مورد یه مرد جوون خودساخته هست که به عشق و عاشقی اعتقادی نداشته تا اینکه اونم یه روز عاشق میشه اون هم عشق در نگاه اول..
” با بلند شدن صدای اذون سرمو چرخوندم سمت مسجد محل…همونجایی که یکماه پیش دل و دینم رو باخته بودم…منی که به عشق و عاشقی اعتقادی نداشتم چوب بی ایمونیم رو بد رقم خوردم و تو همون نگاه اول شدم اواره یه جفت چشم عسلی .چشمایی که اگر چه حتی نیم نگاهی هم به من نکرد اما از همون دور هم وجودمو به اتیش کشوند و رفت..”
بهادر اون دخترو از پدرش خواستگاری میکنه و قول و قرار عقد هم گذاشته میشه اما چند روز مونده به عقد میفهمه که اون دختر……..

 

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه بهادر | maryammoayedi کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از maryammoayedi عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 15:56 ] [ آیدا ]

[ ]

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا



رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : قلب یخی 

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده :   کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۴٫۳۲ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۴۶۹

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

قضاوت اشتباه و عجولانه مردی به همسرش، تهمت خیانت و اعتماد بی جا به …و دوستی که تحت تاثیر یک زن میخواد به بهترین دوستش خیانت کنه و نمیدونه زیباترین هلو هم ممکنه کرم داشته باشه…در نتیجه تصمیم و انتخابی اشتباه تر و …
در آخر….
پشیمانی، اما پشیمانی هیچ وقت سودی نداشته و ندارد و همیشه فرصت برای جبران نیست…و گاهی یادمون میره…فراموش میکنیم که خیلی زود دیر میشود…

 

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه قلب یخی | fArzane.Far کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از fArzane.Far عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 15:55 ] [ آیدا ]

[ ]

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا


رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : وقتی او آمد

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : mehrsa_m کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۲٫۲۷  مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۲۱۱

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از mehrsa_m عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

شمیم با دلی شکسته از بی رحمی و سنگدلی اطرافیان خونه ی خالشو ترک میکنه.. خونه ای که بعد از مرگ پدر و مادرش سرپناه خستگیاش بوده.. اما با علاقه پسرخاله اش به او و سرکوفت های خاله اش ناگزیر از ترک اونجا میشه.. اما دست تقدیر او را به سوی خانه خانوم بزرگ می کشونه جایی که سرنوشت شمیم رقم می خوره..

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 15:54 ] [ آیدا ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه